روايت عشق از نگاه سامورايي‌ها
تیغ پنهان The Hidden Blade

كارگردان: يوجي يامادا ‌/‌ فيلمنامه: يوشيكاتا آساما ‌/‌ از داستان فوجي ساوا ‌/‌ زمان: 132 دقيقه ‌/‌ محصول 2004 ژاپن
بازيگران: ماساتوشي ناگاسه (مونزو)، ‌تاكاكو ماتسو (كيه)‌، ‌هيدتاكا يوشيوكا (سامون)‌ و‌ يوكي يوشي اوزاوا (هازاما)

فيلم «تيغ پنهان» كه روز گذشته (جمعه 5 اسفند)‌ از شبكه 4 سيما شاهد پخش آن بوديد ساخته يوجي ياماداست.

افتخار سينماي ژاپن و قاره كهن و تنها بازمانده از نسل غول‌هاي سينماي كشور آفتاب تابان، يوجي ياماداست. استاد مسلم سينما حالا در 80 سالگي به فيلمسازي شهرت دارد كه بيشتر شاعر است تا سينماگري مولف. اگر آغاز فيلمسازي او را سال 1961 در 30 سالگي‌اش بدانيم او تاكنون و بي‌وقفه 40 فيلم ساخته كه هركدام واكاوي‌اش ما را به تقدم سنت بر مدرنيته رهنمون مي‌سازد.

سه‌گانه مشهور او كه با سامورايي سپيده‌دم در سال 2002 آغاز شده بود، در 2004 با همين فيلم تيغ پنهان ادامه پيدا كرد و سرانجام با فيلم خوش‌ساخت و بي‌نقص عشق و افتخار 2006 كامل شد. اين تريلوژي، تصوير كاملي از تفكرات ياماداي كهنسال را پيش روي علاقه‌مندانش قرار مي‌دهد.

تيغ پنهان، يكي از شاخص‌ترين كارهاي يوجي يامادا، به زندگي متفاوت چند سامورايي در اواسط قرن نوزدهم مي‌پردازد؛ نوعي از زندگي كه عمدتا براي كساني كه شيفته روايت زندگي سامورايي‌ها هستند بسيار متفاوت است. در فيلم او مانند هميشه فراواني شخصيت‌ها موج مي‌زند و هركدام از آنها نمايندگي قشري از مردم آن سال‌هاي ژاپني را به عهده دارند. با اين حال مثل هميشه معدودي از اين شخصيت‌ها داستانك‌هاي خود را تمام و كمال تعريف مي‌كنند و قصه را پيش مي‌برند.

قهرمان تيغ پنهان يك سامورايي موقر، مورد احترام، اما بسيار درونگرا و خونسرد به نام مونزوست. او با تمام سامورايي‌هايي كه تاكنون در آثار شاخصي از آكيرا كوروساوا يا كوباياشي و ديگران ديده‌ايد تفاوت دارد. مونزو به جايي رسيده كه از شيوه زندگي سامورايي‌جماعت به ستوه آمده است. اصلا براي اين زندگي سامورايي آن هم اواسط قرن نوزدهم در ژاپن آفريده نشده است؛ دوره‌اي كه به نام دوره ادو معروف است و زماني است كه قرار است سنت‌ها همگي عوض شوند و زندگي غربي كم‌كم دارد جايش را در بين ژاپني‌ها باز مي‌كند. همه چيز تحت‌ تاثير همين وارونگي فرهنگي قرار گرفته و مونزو در اين گير و دار ترجيح مي‌دهد بيشتر مرد خانواده باشد تا يك سامورايي؛ سامورايي‌هايي كه ديگر جنگيدن برايشان نه به سبب به دست آوردن افتخار و شرافت كه براي گذراندن روز و فرونشاندن عطش شهرت و پول است. زندگي سامورايي‌ها در چنين روزگاري به جنگ‌هاي روزانه و شب‌نشيني‌هاي آنچناني تبديل شده است. مونزو اما در اين روزگار به زندگي فقيرانه خود عشق مي‌ورزد. از خانواده، دوستان و خواهرش نگهداري مي‌كند و به كشاورزي مي‌پردازد و با اين‌كه هنوز هم در جامعه سامورايي آن زمان بيشترين دوستان را دارد و در بين آنها محترم‌ترين است با اين همه خود را كنار مي‌كشد...

يامادا در تيغ پنهان آشكارا انديشه‌هاي فلسفي خود را كه برگرفته از آموزه‌هاي شرقي است، روايت مي‌كند و در اين ميان مداوم و در هر زمان مناسبي چه در گفتار و چه در رفتارهاي كاراكترهايش شيوه زندگي قديمي و مزيت‌هاي آن و همچنين برتري‌هاي فرهنگي زندگي سنتي بر فرهنگ وارداتي را يادآوري مي‌كند. انديشه‌ها، منطق و فلسفه شرقي واقعا با داستان كاراكترهاي تيغ پنهان عجين شده است، اما مهم‌ترين مساله فقط گوشزد كردن اين تقابل‌ها نيست. او به شيوه عملي اين تقابل را نشان مي‌دهد. (ازدواج خواهر مونزو با سامون را به ياد بياوريد)

به اينها نوع تغيير رفتارها در زندگي روزمره ژاپني‌ها را نيز اضافه كنيد. در داستان يامادا، برادر مونزو به نام كاتاگي اگرچه شخصيت مهم و تاثير‌گذاري نيست، اما يامادا به ظرافت و شيوايي او را در نقش افرادي برايمان بزرگنمايي مي‌كند كه از گذشته خود بريده‌اند و در نهايت به هيچ تبديل شده‌اند. كاتاگي به زنداني فرستاده شده كه يكي از بهترين دوستان مونزو نيز آنجا زنداني است. اين شخص كه هازاما نام دارد از بچگي با مونزو بوده و اين دو نزديك‌ترين دوستان به هم بوده‌اند. جالب اينجاست كه هيچ نكته مشتركي حداقل در ظاهر با يكديگر ندارند. درواقع هر چقدر مونزو انسان وارسته، شاخص، عاشق و درونگرايي است، هازاما يك سامورايي پرسروصدا و سرشار از خشونت و كله‌خرابي است كه بجز خوشگذراني‌هاي روزمره به چيز ديگري فكر نمي‌كند. با اين همه هازاما ذات پاكي دارد و وفادار به اصول است.

او هم مانند همرزمش مونزو مخالف برده‌داري و استبداد است. از اين روست كه عليه حاكمان محلي قيام مي‌كند و هوروي او را به زندان مي‌اندازد. اينجاست كه يامادا اصالت و قداست را نمايش مي‌دهد. هازاما با همه بدي‌هاي ظاهريش يك سامورايي اصيل است و هيچ هم‌مسلك وي حاضر به اذيت كردن او نيست؛ اما برادر مونزو، شينو حاضر مي‌شود او را بكشد و خود از زندان آزاد شود و اگرچه شينو موفق به اين كار نمي‌شود، اما نگهبانان زندان همگي بر سر هازاما مي‌ريزند و او را ناكار مي‌كنند. به هر حال طومار سرنوشت شينو به عنوان يك سامورايي خطاكار و گنهكار پست نوشته مي‌شود. او هازاما را وادار كرده بود هاراگيري كند؛ آن هم به واسطه افكار زهرآگيني كه سعي داشت به ذهن هازاما وارد كند. تقابل نيكي و پليدي، خير و شر، زيبايي و زشتي و عشق و لاابالي‌گري در تمام داستانك‌هاي تيغ پنهان اين‌گونه روايت مي‌شود.

به‌زعم يامادا، شايد بهترين گزينه در شرايطي كه همه چيز در حال تغيير و فرهنگ و سنت به عنوان تنها عامل نجات‌بخش جامعه در حال تحليل رفتن است، بهترين كار وقتي نيرو و تواني براي حفظ اين قداست‌ها نيست، كنار كشيدن كوتاه‌مدت براي آلوده نشدن است؛ روندي كه دقيقا براي مونزو شاهد هستيم. او به عنوان يكي از ماهرترين شمشيرزنان و محترم‌ترين سامورايي‌هاي ژاپني، خسته و بدبين از مناسبات اجتماعي خود را كنار مي‌كشد و سعي در تزكيه نفس دارد و مي‌خواهد تمام وجودش را با عشق پر كند.

يامادا در عمده آثارش چنين سامورايي‌هايي را تصوير كرده است. براي همين ديدن فيلم‌هاي او ممكن است ابتدا براي تماشاگري كه شيفته كارهاي كوروساواي فقيد و كوباياشي شهير است كمي تا قسمتي ملالت‌آميز باشد. سامورايي‌اي كه يامادا روايت مي‌كند، مربوط به بخشي از تاريخ سرزمين آفتاب تابان است كه به دوره ادو شهرت دارد. يك توضيح مختصر شايد تفاوت ساموراهايي فيلم‌هاي كوروساوا را با فيلم‌هاي يامادا نشان دهد و يك اطلاعات عمومي ضروري براي شيفتگان اين نوع سينما هم باشد.

دوره ادو كه چيزي حدود 65 سال به طول كشيد از مهم‌ترين يا شايد پراهميت‌ترين سال‌هاي سامورايي‌ها را در بر مي‌گرفت. در واقع ابتداي دوره ادو بود كه سامورايي‌ها بشدت تقويت و در آخر دوره كم‌كم مضمحل شدند و ديگر قدرت را از دست دادند. در همين دوره بود كه كم‌كم سامورايي فقير وجود نداشت. سامورايي‌ها سعي داشتند به زندگي خصوصي خود نيز سر و ساماني بدهند و كسب موقعيت‌هاي اجتماعي و تشكيل خانواده برايشان به ارجحيت تبديل شده بود. اين رفتار در حقيقت منافي اعتقادات سامورايي‌ها بود. پيش از اين در دوره كنجي، سامورايي‌جماعت پايبند هيچ چيز نبود و هرگز يك سامورايي يك جا بند نمي‌شد. همين تضاد‌هاي به وجود آمده باعث شد تا در آخر دوره ادو، سامورايي به افول آخرين خود برسد و بعدتر با مدرن شدن ارتش امپراتوري ديگر از صحنه روزگار محو شوند.

به‌زعم يامادا، سامورايي ژاپني نماد بي‌بديل ژاپن قديم است. سامورايي فرهنگ قرن‌ها را نمايندگي مي‌كند و در هر دوره‌اي، از دوره كنجي گرفته تا دوره ادو يا دوره‌هاي بسيار قبل‌تر مانند دوره پيش از فئودالي، سامورايي مي‌توانست تاثيرگذارترين در مناسبات اجتماعي باشد بي‌آن‌كه نماينده‌اي رسمي باشد.

تلاش يامادا براي زنده نگه داشتن فرهنگ ژاپن و سامورايي بي‌اندازه ارزشمند است. مي‌توان تلاش او را با تلاش آمريكايي‌هاي فرهيخته‌اي مقايسه كرد كه از سال 1960 سعي در احياي فرهنگ فراموش‌شده و از دست رفته سرخپوست‌ها كردند. براي ايراني‌جماعت نيز فرهنگ عياران و لوطي‌ها نيز در مقياسي بسيار متفاوت و شايد كوچك‌تر قابل اشاره است.

تيغ پنهان بر روايت جنبه‌هاي انسان‌دوستانه استوار است و نگاه يامادا بر عشق استوار است و تعريفي تاريخي از سامورايي آخر دوران ادو به تماشاگر مي‌دهد. در تيغ پنهان، هم از هاراگيري خبري هست (سكانس هاراگيري هازاما در زندان را به ياد بياوريد) و هم از درگيري‌هاي ميان سامورايي‌ها و دشمنانشان (سكانس درگيري نيروهاي حاكم مستبد هوروي با سامورايي‌هاي بي‌آزار را به ياد بياوريد كه هوروي پست‌فطرت ناجوانمردانه به هركدام اتهامي بي‌اساس مي‌زند و روانه زندانشان مي‌سازد) و هم اين‌كه جنگ و دعوا بين خودشان را (صحنه‌هاي پاياني بين مونزو و شيكورو) مي‌توان شاهد بود. يعني بنا به رعايت‌كردن قواعد ژانر يامادا ششدانگ مثل هميشه عمل كرده، اما او رفتارشناختي و معناشناختي سامورايي‌ها را نيز در نظر داشته است.

و نكته بسيار ضروري ذكر نوشته‌هاي فوجي ساواست. نويسنده فقيدي كه سال 1997 درگذشت همه آثار سينمايي يامادا را نگاشته بود و درواقع نگاه تيزبين و تحقيقات مفصل و متقن او بود كه باعث شده بود يامادا اينقدر فرهنگ زندگي سامورايي‌ها و تاثير‌گذاري آنها بر زندگي اجتماعي مردم ژاپن را مهم بداند.

مهدي تهراني